اولین نقاشی عشق
حوضو نقاشی نکن عزیز جونم
آب و ماهی قرمزاشو از کجا می خوای بیاری؟
برفو از رو بوم خونت اینطوری پارو نکن
شوق قندیلای ناودونو اخه چه جور می خوای رو بوم بپاشی
کوهها رو مث دل خودت بکش ،شریف و مغرور
قراره خورشید خانوم بیاد بالا از پشتشون با گپه ی نور
واسه اون کلاغ کوچیکا که میان از دور دورا
یه غالب پنیر بذار اما بی روباه
دست چشمه رو بگیر از پای کوه تا ته بوم کشون کشون
دنبال رد پای چشمات بکشون
رنگ آب و مث اون قلب یه رنگت رو تن سبزه بپاشون
چند تا گل بذار نشونه واسه اون غریبه ای که پی عشق تو می گرده
گل مریم گل پونه رازقی لاله و شب بو
یه دونم گل اقاقی که با بوش می کنه جادو
سر آخر
خونه رو بساز با خشت مهربونی
که حریم امنی باشه واسه اون همیشه زائر
که پی سعی دو تا چشم خمارت
بوم نقاشی رو داره یه نشونی
واسه خونت یه عالم پله بکش فدای دستات
آخرین فرصت آب و جارو اینجاس
یه در و یه پنجره کم داره خونه
پنجره رو به نگاه مهربونت واشه جونم
درو پشت سر انتظار بکش تنها نمونم