من اینو نگفتم اما،همیشه بودی و هستی

حتی وقتی دیگه نیستی،واسه من بودی و هستی

دیگه از وقتی که رفتی،این واسم شده یه عادت

یاد  پرسه هام میفتم توی بی کسی وغربت

آره از وقتی که رفتی قلبم ابری و گرفتس

واسه باریدن چشمام،هی دلم پی بهونس

هی صدا می کنه از دور حسرت گل خنده ها تو

کم میاره واسه موندن ،دست سبز نفساتو

حرمت شبای بی تاب،عطر بوسه های نایاب

بی تو در به در گذشتم از تو کوچه های بی خواب

واسه ی داشتن تو باز،من با ابر آرزوهام

باریدم تا که رسیدم دم کوچه باغ رویات

با چشات چشمک زدم من،به ستاره و به مهتاب

کشیدم ناز نگاتو با طلای ناب آفتاب

رو دلم خالکوبی کردم عکس داغ خواستنت رو

با خودم یه عهدی بستم،نذارم نبودنت رو

به !چه رویای قشنگی،من تورو دوباره دارم

نمی خوام بیدار بشم من،بی تو من  بد جور خمارم

ولی اما نمی ذاره سحر پیشونی تو

لا اقل تنها نمونم من تو این مهمونی بی تو

خورشید از شرق نگاهت می خوره تو صورت من

رد پای صبح چشمات می گیره رویاتو از من

همیشه من یه غریبم،یه غریبه هم میمونم

حتی تو خیال و رویا،من بازم تنها میمونم

دم آخر ابر چشمام توی کوچه باغ رویا ت

اونقده بارید تا سیل شد،منو برد تا ته بی ما

تورو برد تا ته بی من ،تو رو برد تا ته دریا

حالا من تنهای تنها،توی گسترده ی رویا

شدم همخونه و آواره ی ساحلا و موجا

دل میدم به ماهی گوشا،تا شاید صدای نازت

اونا رم مسخ کرده باشه،پر باشن از خواب رویات.....